اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
19
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
بپزاند « 1 » و قولنج را سود دارد . آب سرد همه تندرستان را سود دارد و معده گرم را بيشترين « 2 » معدهها « 3 » را به جاى گوارش بود ، از بهر آنكه معده را فراهم آرد تا بر طعام مشتمل گردد ، يعنى گرد طعام درآيد و بگوارد و دل گرم را به جاى هواى خنك بود بخارها را از دماغ باز دارد و اخلاط را از تباه شدن نگاه دارد . آب خوردن به ناشتا و اندر گرمابه و از پس گرمابه « 4 » و از پس رياضت و از پس « 5 » جماع زيان دارد و اندر شب كه از خواب بيدار شود آب خوردن زيان دارد و ليكن محرور و مخمور را كمتر زيان دارد . بر تشنگى « 6 » آب خوردن تشنگى را ننشاند ، بلكه زيادت كند . تخم باديان و آب باديان ، گرم تشنگى دروغين را بنشاند . جلاب تندرستان را ترى دهد . جلاب خام طبع را نرم كند . جلاب پخته غذا پيش دهد . باب 10 - اندر تدبير باز داشتن مضرّت آبها . آب باران ، ترى افزونتر از آبهاى ديگر دهد . باران زمستانى صافتر و خالصتر باشد از باران وقتهاى ديگر ، از بهر آنكه حرارت آفتاب اندر زمستان بخارات كمتر كند و بخارها « 7 » نيز كمتر خيزد ، امّا آب باران زود تباه شود خاصّه ايستاده و اگر پزند « 8 » دير تباه شود . آب
--> ( 1 ) . ب : بپراند . ( 2 ) . ب : بلكه بيشترين . ( 3 ) . ب : معده . ( 4 ) . ب : « و از پس گرمابه » ندارد . ( 5 ) . ب : « و از پس » ندارد . ( 6 ) . ب : تشنگى دروغى را . ( 7 ) . ب : بخارات . ( 8 ) . ب : بپزند .